دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

137

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

شكنجه ، اكثر شاهزادگان همبند سلطان حسين را به قتل رسانده بود و بعضى از آنها را حتى شخصا كشته بود « 1 » . سقوط امپراتورى صفوى كه با بركنارى سلطان حسين از تخت سلطنت و واگذارى قدرت به محمود قرين بود در نظر قشرهاى وسيع مردم ايران فاجعه‌اى بود كه مصيبت‌بارتر از آن متصور نبود . نتيجه اين فاجعه اشتياق عمومى در پذيرش بىچون‌وچراى علائمى از وجود اين سلسله و يا امكان احياى آن بود و اين نكته براى مدعيان تداوم آن كمال مطلوب برشمرده مىشد . يكى از منابع « 2 » اسامى هيجده تن از آنها را در دوره افاغنه ذكر مىكند و در تواريخ دوره سلطنت نادرشاه و جانشينان بلافصل او نام دست‌كم دوازده تن از اين مدعيان ذكر شده است . تعدادى از اين مدعيان در نواحى مختلف مملكت از حمايت و هوادارى مردم برخوردار شدند و شهرها و قلعه‌ها را فتح كردند . آنها گاهى توانستند سپاهيان منظم قوى ازجمله قواى مهاجم عثمانيان را درهم بشكنند . ولى ديرى برنيامد كه ناكام ماندند چون تعداد هواداران آنها كافى نبود و يا در موقع مقتضى قابليتى از خود فراننمودند . ادعاهاى اين مدعيان در مورد پيوندشان با خاندان صفوى ( گاهى بالغ بر سه صفى ميرزا و يا سه اسماعيل ميرزا ظاهر شدند ) در پرده ابهام و بطور كلى بىاساس است . با همه اين شك و ترديدها ، هنوز شاهزادگان راستين صفوى وجود داشتند و ادعاى بعضى از آنها را نمىشد رد كرد . پيشتر متوجه شديم كه طهماسپ ميرزا ( متولد 1704 م . ) از سوى سلطان حسين به ولايتعهدى برگزيده شد و در ايام محاصره اصفهان توانست خط سپاهيان افغان را درهم شكند و از اصفهان به طرف قزوين برود . او در آنجا در 30 محرم 1135 / 10 نوامبر 1722 خود را شاه ناميد و در خطبه و سكه و ارقام كل مملكت با لقب شاه طهماسپ دوم مدعى سلطنت شد . با اينكه حكومت او حكومتى عادى و معمولى بود ولى درواقع ده سال طول كشيد « 3 » . علاوه بر طهماسپ ، شاهزاده ديگر صفوى ، مير سيد احمد فرزند دختر ارشد شاه سليمان « 4 » توانست فرار كند . در سال 1139 / 1726 حاكم كرمان شد و در مواجهه به قواى طهماسپ دوم و افاغنه ، دشمنى توانمند به حساب آمد . او براى افاغنه تهديدى بزرگ بود تا طهماسپ ، ازاين‌رو توجه آنها را بيشتر به خود معطوف

--> ( 1 ) - لكهارت ، سقوط ، جدول بعد از ص 472 ، پانزده نام رديف كرده است ولى گاهى تعداد اسامى ارائه‌شده ، بسيار بالاست . ( 2 ) - محمد على حزين جيلانى ، منقول در پرى ، « بازماندگان صفوى » ، ص 60 . ( 3 ) - در مورد اسناد رسمى صادره از سوى او نگاه كنيد به : فراگنر ، " Ardabil Zwischen Sultan und Schan " . ( 4 ) - احتمالا با شاهزاده‌اى به همين نام كه در جدول لكهارت نوه اين شاهزاده خانم ناميده‌شده ، ص 326 ، يادداشت شماره 1 ، يكى است .